🔹 ایمیل رسیده: یاشار ایرانی
🔹 تورک دیلینده مدرسه ، اولمالیدیر هرکسه
بخش سوم و آخر
برای اثبات این موضوع کافی است به متروی تهران سر بزنیم و شرح حالی از دستفروشان مترو جویا شویم. بیش از 95 درصد دستفروشان مترو افراد مهاجر جویای کار کردزبان و تورکزبان هستند که بخاطر بیکاری و از روی اجبار به تهران و دستفروشی در مترو پناه آوردهاند.
این تبعیضها بر مناطق غیر فارسی زبان، برخی را به فکر جدایی از ایران انداخته است. در استدلال این افراد به تجربه های معاصر کشورهای همسایه اشاره میشود، کشورهایی مانند بحرین، قطر، جمهوری آذربایجان و غیره که زمانی جزئی از ایران بود ولی همانگونه که می دانیم هم اکنون کشور قطر میزبان جام جهانی است و تیم ملی فوتبال قطر قهرمان جام ملتهای آسیا شده است. بحرین و قطر که زمانی جزئی از ایران بودند به مراتب از رفاه اجتماعی و اقتصادی بیشتری نسبت به افرادی که در داخل مرزهای ایران زندگی میکنند، برخوردارند و نیز ساکنان کشور آذربایجان که اخیراً در سایه رشد اقتصادی به رفاه اجتماعی بیشتری دست یافته از آزادیهای مدنی بیشتری برخوردار هستند به طوری که بسیاری از ایرانیان برای برخورداری از آزادی بیشتر هرچند در مدت زمان اندک به کشور آذربایجان بعنوان توریست مسافرت میکنند.
در واقع استقلال طلبی اقوام ایرانی عکسالعمل آنها در مورد تبعیضهایی هست که نسبت به سایر اقوام میشود. امکاناتی که از بودجه عمومی برای کشور صرف میشود و قسمت کمتری به این اقوام اختصاص می یابد. با این حال چند سال زندگی نگارنده در مناطق فارس زبان ایران به من آموخت که این تبعیضها برخلاف آنچه قبلاً میپنداشتم از طرف جامعه ایرانی یا مردم فارسزبان، نسبت به سایر اقوام نیست بلکه خونگرمی مردمان ایران و عدم تبعیض آنها در برخورد با غیر فارس زبانان کاملاً مشهود است. تبعیض موجود از طرف حکومت و گروه اندکی است که متاسفانه قدرت را نیز در دست دارند.
به خاطر ایدوئولوژی حاکم بر حکومت ولایت فقیه توجه چندانی به کل آموزش و پرورش نمیشود و آنچه که در شهرهای بزرگ به عنوان امکانات آموزشی بیشتر شناخته میشود سرمایهگذاری بخش خصوصی در این بخش میباشد که آن هم توسط خود شهروندان تامین میشود. در واقع حکومت ایران در آموزش و پرورش کمترین نقشی را که میتواند داشته باشد را دارد و اگر مدارس غیرانتفاعی و خصوصی را از کشور حذف کنیم، چه بسیار دانش آموزانی که آموزش و پرورش دولتی توان آموزش آنها را ندارد.
اگر بخواهیم به ریز تبعیضهایی که نسبت به تمام ایرانیان توسط این حکومت وارد میشود بحث کنیم، مطلب در این مقاله نمیگنجد ولی در رابطه با بهره مندی از آموزش زبان مادری توسط سایر اقوام غیر فارسزبانِ ایرانی تا آنجا که توضیح داده شد، چند پیشنهاد به حکومت ایران دارم. با توجه به ایدئولوژی حکومت ولایت فقیه بسیار بعید به نظر میزسد که از این حکومت انتظار عملی کردن پیشنهادات را داشته باشیم. با این حال امیدواریم حکومت بعد از ولایت فقیه بتواند پیشنهادات را در برنامه اجرایی خود قرار دهد.
پیشنهادات:
1) گنجاندن درس هایی به زبان مادری شامل زبان و ادبیات هر منطقه در برنامه آموزش و پرورش.
2) فراهم کردن زیرساخت لازم برای تولید محتوای هنری از شعر و نثر و سایر آثار ادبی نوشتاری، موسیقی و کنسرت، فیلم و تائتر و دیگر کارهای فرهنگی به زبان مادری.
3) ایجاد فرهنگستان های تورکی آذربایجانی، کردی و هر زبانی که گویشوران آن خواستار ایجاد فرهنگستان مختص آن زبان باشند.
4) برگرداندن اسامی اصیل مناطقی که به اسامی دیگری تحریف شدهاند.
5) رسمی کردن زبان تورکی که گویشوران بسیاری دارد.
کشور هند با بیش از یک میلیارد جمعیت، بعد از سال2005، 22 زبان رسمی در ایالتهای خود دارد. کشورهای اتریش (9 میلیون) و سنگاپور (6 میلیون)، در کشور خود 4 زبان رسمی دارد و کشورهای بلژیک (11 میلیون)، بوسی و هرزگوین (3 میلیون) و رواندا (12 میلیون)، هر کدام 3 زبان رسمی در کشور خود دارد. حال اینکه در کشور ایران با بیش از 80 میلیون جمعیت و با ترکیب جمعیتی میلیونها تورک و کرد، زبان تورکی و کردی از زبانهای رسمی نباشد، رد پای تبعیض به چشم میخورد.
رسمی کردن زبان تورکی و کردی ، تدوین و گنجاندن دروس ادبی مربوط به این زبانها در دوران تحصیل و بها دادن کافی به جایگاه این زبانها نه تنها کوردها و تورکها را به جدایی از ایران سوق نمیدهد، بلکه برعکس، عدم توجه به زبان های اقوام ، آنها را به تجزیه از ایران تحریک می کند و آنها را مصمم تر بر جدایی از ایران خواهد کرد.
@drsargolzaei
🔹 تورک دیلینده مدرسه ، اولمالیدیر هرکسه
بخش سوم و آخر
برای اثبات این موضوع کافی است به متروی تهران سر بزنیم و شرح حالی از دستفروشان مترو جویا شویم. بیش از 95 درصد دستفروشان مترو افراد مهاجر جویای کار کردزبان و تورکزبان هستند که بخاطر بیکاری و از روی اجبار به تهران و دستفروشی در مترو پناه آوردهاند.
این تبعیضها بر مناطق غیر فارسی زبان، برخی را به فکر جدایی از ایران انداخته است. در استدلال این افراد به تجربه های معاصر کشورهای همسایه اشاره میشود، کشورهایی مانند بحرین، قطر، جمهوری آذربایجان و غیره که زمانی جزئی از ایران بود ولی همانگونه که می دانیم هم اکنون کشور قطر میزبان جام جهانی است و تیم ملی فوتبال قطر قهرمان جام ملتهای آسیا شده است. بحرین و قطر که زمانی جزئی از ایران بودند به مراتب از رفاه اجتماعی و اقتصادی بیشتری نسبت به افرادی که در داخل مرزهای ایران زندگی میکنند، برخوردارند و نیز ساکنان کشور آذربایجان که اخیراً در سایه رشد اقتصادی به رفاه اجتماعی بیشتری دست یافته از آزادیهای مدنی بیشتری برخوردار هستند به طوری که بسیاری از ایرانیان برای برخورداری از آزادی بیشتر هرچند در مدت زمان اندک به کشور آذربایجان بعنوان توریست مسافرت میکنند.
در واقع استقلال طلبی اقوام ایرانی عکسالعمل آنها در مورد تبعیضهایی هست که نسبت به سایر اقوام میشود. امکاناتی که از بودجه عمومی برای کشور صرف میشود و قسمت کمتری به این اقوام اختصاص می یابد. با این حال چند سال زندگی نگارنده در مناطق فارس زبان ایران به من آموخت که این تبعیضها برخلاف آنچه قبلاً میپنداشتم از طرف جامعه ایرانی یا مردم فارسزبان، نسبت به سایر اقوام نیست بلکه خونگرمی مردمان ایران و عدم تبعیض آنها در برخورد با غیر فارس زبانان کاملاً مشهود است. تبعیض موجود از طرف حکومت و گروه اندکی است که متاسفانه قدرت را نیز در دست دارند.
به خاطر ایدوئولوژی حاکم بر حکومت ولایت فقیه توجه چندانی به کل آموزش و پرورش نمیشود و آنچه که در شهرهای بزرگ به عنوان امکانات آموزشی بیشتر شناخته میشود سرمایهگذاری بخش خصوصی در این بخش میباشد که آن هم توسط خود شهروندان تامین میشود. در واقع حکومت ایران در آموزش و پرورش کمترین نقشی را که میتواند داشته باشد را دارد و اگر مدارس غیرانتفاعی و خصوصی را از کشور حذف کنیم، چه بسیار دانش آموزانی که آموزش و پرورش دولتی توان آموزش آنها را ندارد.
اگر بخواهیم به ریز تبعیضهایی که نسبت به تمام ایرانیان توسط این حکومت وارد میشود بحث کنیم، مطلب در این مقاله نمیگنجد ولی در رابطه با بهره مندی از آموزش زبان مادری توسط سایر اقوام غیر فارسزبانِ ایرانی تا آنجا که توضیح داده شد، چند پیشنهاد به حکومت ایران دارم. با توجه به ایدئولوژی حکومت ولایت فقیه بسیار بعید به نظر میزسد که از این حکومت انتظار عملی کردن پیشنهادات را داشته باشیم. با این حال امیدواریم حکومت بعد از ولایت فقیه بتواند پیشنهادات را در برنامه اجرایی خود قرار دهد.
پیشنهادات:
1) گنجاندن درس هایی به زبان مادری شامل زبان و ادبیات هر منطقه در برنامه آموزش و پرورش.
2) فراهم کردن زیرساخت لازم برای تولید محتوای هنری از شعر و نثر و سایر آثار ادبی نوشتاری، موسیقی و کنسرت، فیلم و تائتر و دیگر کارهای فرهنگی به زبان مادری.
3) ایجاد فرهنگستان های تورکی آذربایجانی، کردی و هر زبانی که گویشوران آن خواستار ایجاد فرهنگستان مختص آن زبان باشند.
4) برگرداندن اسامی اصیل مناطقی که به اسامی دیگری تحریف شدهاند.
5) رسمی کردن زبان تورکی که گویشوران بسیاری دارد.
کشور هند با بیش از یک میلیارد جمعیت، بعد از سال2005، 22 زبان رسمی در ایالتهای خود دارد. کشورهای اتریش (9 میلیون) و سنگاپور (6 میلیون)، در کشور خود 4 زبان رسمی دارد و کشورهای بلژیک (11 میلیون)، بوسی و هرزگوین (3 میلیون) و رواندا (12 میلیون)، هر کدام 3 زبان رسمی در کشور خود دارد. حال اینکه در کشور ایران با بیش از 80 میلیون جمعیت و با ترکیب جمعیتی میلیونها تورک و کرد، زبان تورکی و کردی از زبانهای رسمی نباشد، رد پای تبعیض به چشم میخورد.
رسمی کردن زبان تورکی و کردی ، تدوین و گنجاندن دروس ادبی مربوط به این زبانها در دوران تحصیل و بها دادن کافی به جایگاه این زبانها نه تنها کوردها و تورکها را به جدایی از ایران سوق نمیدهد، بلکه برعکس، عدم توجه به زبان های اقوام ، آنها را به تجزیه از ایران تحریک می کند و آنها را مصمم تر بر جدایی از ایران خواهد کرد.
@drsargolzaei