دنیای عجایب


Channel's geo and language: Iran, Persian
Category: not specified


تماس با مدیر کانال و تبلیغات در سه کانال با ۵۰
لینک کانال
👇👇
https://t.me/+UQFddH6UsFc1ODI0

Related channels  |  Similar channels

Channel's geo and language
Iran, Persian
Category
not specified
Statistics
Posts filter


دو تا فیلم سینمایی جدید
👇👇
@filme_va_seriyal

دوبله فارسی


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
یادی کنیم از شهدای عزیز بخصوص شهدای گمنام عزیز با ذکر یک صلوات

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


گروه قرائت قران در ماه مبارک رمضان
👇👇
https://t.me/+bQ5ipiewQLZlMWRk


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
اینو ببینید! من پاره پوره شدم از خنده😂😂


@donyaye_ajayeb


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
شکار عجیب ماهی 🙄

🌕 @donyaye_ajayeb


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
سگ با جذبه

عین سگ ازش میترسن 😅


@donyaye_ajayeb


تصویر یک بومی آفریقایی که برای انتقال به باغ وحش انسانی در یک کشور اروپایی به بند کشیده و اسیر شده؛
۱۹۰۰ میلادی

@donyaye_ajayeb


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
وقتی مار مامبای سیاه شیری را نیش میزند 😨


@donyaye_ajayeb


زاری به پای وی افتاده و از وی خواست که جنگ را به سرداران خود واگذارد و خود به فرماندهی بپردازد که طبق معمول با مخالفت نادر روبرو شد و نادر فقط به بستن زخم پای خود رضایت داد و سپس ، بلافاصله اسبی طلبید ، و روز از نو و روزی از نو ، نادر مجددا با همان نعره های تندر آسا ، به رویاروئی با دشمن شتافت


سپاهیان نادر که رشادت و بی باکی فرمانده یگانه خود را مشاهده می کردند قلب هایشان به تپش افتاد و به هیجان درآمده و با خشم تمام و تعصبی شدید به سپاهیان الهیار خان یورش بردند و فشار لحظه به لحظه علیه سپاهیان بیشتر و بیشتر می شد ، هنوز ساعتی نگذشته بود که آثار پراکندگی در سپاه الهیار خان پدیدار شد ، الهیار خان که دریافت حریف نادر و یارانش نخواهد شد ، فرار را بر قرار ترجیح داده و به دژ هرات پناهنده شد و بلافاصله نیز پیکی روانه کرد تا افغان های غلجائی و ابدالی از استانهای همجوار به کمک وی بشتابند و تاکید کرد که با سرعت تمام قبل از اینکه نادر بتواند دژ را تصرف کند برای حمایت از وی ، حرکت کنند 


نادر نیز به تعقیب الهیار خان پرداخته و با توجه به اینکه دریافت ، الهیار خان به برج و باروی دژ پناهنده شده دست به محاصره زده و به سرداران خود نیز دستور داد به جهت شبیخون دشمن ، به هیچ وجه از حالت آماده باش خارج نشوند ، پس از این بود که نادر به یاد زخم پای خود که اینک متورم و عفونی شده بود افتاد و کمی بعد ، تبی تند بهمراه لرزشی شدید ، تمام وجود او را فرا گرفت


آن شب برای نادر به سختی گذشت ، غم از دست دادن چهار هزار نفر از سربازانش ، بهمراه ضعف شدید ناشی از خونریزی و تب و بیماری ، کام او را بشدت تلخ کرده بود


دو روز بعد جاسوسان نادر خبر آوردند که افغانهای ابدالی با دوازده هزار نیرو به فرماندهی عبدالغنی خان و افغانهای غلجائی با پانزده هزار تن به فرماندهی ذوالفقار خان ، برای پشتیبانی از الهیارخان و جنگ با نادر ، بسوی هرات در حرکتند ، نادر که می دانست فقط بیست هزار نفر نیرو در اختیار دارد و در صورت اتحاد بین افغانها که در صورت پیوستن به یکدیگر ، بالغ بر پنجاه هزار نفر خواهند شد ، به سختی خواهد افتاد ، لذا نقشه ای کشید تا از به هم پیوستن افغانها جلوگیری نماید ، در این احوالات سخت طبق معمول نبوغ نادر ، نجات بخش خود و سپاهیانش شد


نادر دستور داد که پنج هزار نفر از سربازانش کماکان به محاصره قلعه ادامه دهند و آرایش آنها را طوری قرار داد که دشمن تصور کند تمامی بیست هزار نفر نیروهای نادر ، در پای قلعه حضور دارند ، سپس بدون اینکه الهیار خان که اینک با حدود بیست هزار نفر از نیروهایش ، داخل قلعه بود متوجه شود شبانه و با مخفی کاری تمام بدون هیچ سر و صدائی ، با پانزده هزار نفر از سربازانش ، با همان بدن تب دار و پای مجروح ، دژ هرات را ترک ، و به مقابله با عبدالغنی خان شتافت


عبدالغنی خان که تصور نمی کرد قبل از رسیدن به هرات با نادر روبرو شود قبل از اینکه بتواند آرایش نظامی بگیرد با حملات پی در پی سواران نادر مواجه شده و با از دست دادن دو هزار نفر سرباز ، نیروهایش در دشت پراکنده و خودش نیز متواری شد


نادر ، مجددا بدون اینکه به خود و سپاهش لحظه ای استراحت بدهد به ذوالفقار خان ، که او هم در راه رسیدن به هرات بود در میانه راه حمله که در نهایت ، ذوالفقار خان هم سرنوشتی بهتر از عبدالغنی خان پیدا نکرد ، با قلع و قمع دو سپاه یاد شده ، نادر با شتاب تمام ، به سمت قلعه هرات رفته و به سپاه خود پیوست و به محاصره الهیار خان ادامه داد


یک‌ ماه از محاصره هرات می گذشت ، آثار کمبود آذوقه در حال نمایان شدن بود ، اعتراض مردم و بزرگان شهر شروع شده بود ، مردم به الهیار خان می گفتند ما همگی ایرانی هستیم چرا باید با برادران خود بجنگیم ، ما هوادار شاه تهماسب هستیم


الهیار خان که از کرده خود پشیمان شده بود و از طرفی می دانست حریف نادر نخواهد شد ، از نادر درخواست امان کرد ، نادر شرط امان را ، آمدن الهیار خان به اردوی خود مشروط کرد ، الهیار خان که به جوانمردی نادر ایمان داشت به اردوی نادر آمده و خود را تسلیم وی کرد که با تکریم و احترام نادر مواجه شد


و اینگونه بود که افغانستان پس از سالها ، مجددا به مام میهن پیوست


نادر پس از تثبیت اوضاع ، بدون درنگ و حتی لحظه ای توقف ، به مشهد مراجعت و به سراپرده شاه تهماسب رفت ، خبر پیروزی نادر بر افغانها ، زودتر از خودش به شاه تهماسب رسیده بود ، شاه تهماسب که از خوشحالی ، در پوست خود نمی گنجید شخصا به استقبال سپهسالار دولت خود شتافت و نادر را در آغوش گرفت و او را به لقب تهماسب قلی که بالاترین عنوان آن روز بود ، مفتخر کرد


پایان قسمت نهم

@donyaye_ajayeb


🛑 زندگی نامه نادر شاه افشار


🔺 فرزند شمشیر ، سردار نا آرام


*قسمت نهم*


شاه تهماسب که از شکست ملک محمود سیستانی اطلاع یافته بود پس از ورود نادر به اردوی شاهی ، وی را تکریم و احترام کرده و به پاس خدماتش ، وی را بعنوان سپهسالار لشگر خویش (وزیر جنگ) معرفی و مفتخر کرد ، نادر نیز به نشانه قدر دانی از اعتماد شاه تهماسب ، قول داد تا جان خود را در راه خدمت به پادشاه و سرفرازی ایران فدا کند


نادر که فقط چند روزی از جنگ با ملک محمود فارغ شده بود از شاه تهماسب اجازه خواست به افغانستان که پایگاه سیاسی و اجتماعی اشرف افغان بود حمله ور شده و پس از جنگ و تسلیم افغانها ، با حمله مستقیم به اصفهان ، سر اشرف افغان را پیشکش نماید ، شاه تهماسب که از اینهمه بی قراری و نا آرامی نادر در جنگ با یاغیان حیرت زده بود ، اجازه لشگر کشی به هرات در افغانستان را صادر و نادر بلافاصله راهی هرات شد


بامداد یک روز بهاری در سال 1141 هجری ، نادر با 25 هزار سرباز ، بسوی هرات در افغانستان تاخت تا هسته مرکزی افغانها را در هم بکوبد ، هنگام خروج از مشهد ، مردم که سال ها غرور ملی شان لگدکوب یاغیان و اشرار شده بود و اینک قهرمان ملی خود را یافته بودند ، در دو طرف جاده ایستاده و برای نادر هلهله میکردند و کف میزدند ، مدت کوتاهی نگذشته بود که نادر در نزدیکی هرات به دژی بنام کافر قلعه رسید ، فرمانده دژ بنام الهیار خان ، از دیدن سپاه نادر براستی حیرت زده شد ، زیرا جاسوسان وی همین چند روز پیش به او خبر داده بودند که نادر در مشهد است ، بهمین خاطر الهیار خان اصلا باور نمی کرد سپاهی به آن بزرگی ، بتواند ظرف چند روز و با آن سرعت باور نکردنی ، خود را به هرات برساند ، دو سپاه در مقابل هم صف آرایی کرده و آماده جنگ شدند


یکی از خصلت های نادر این بود که در بیشتر جنگ ها ، شخصا به همراه سواران لشگر ، به قلب سپاه دشمن می زد و با وجودی که سرادران سپاهش ، بارها و بارها او را از این کار منع می کردند نادر توجهی نمی کرد و اغلب مانند یک سرباز ساده می جنگید ، مضافا بر اینکه بارها و بارها ، سپاهیانش می دیدند که نادر حتی دوشادوش نیروهای پیاده سپاه خود و در نزدیک ترین خط فاصله از دشمن ، که زنده ماندن چنین سربازی در آن شرایط سخت ، تقریبا نزدیک به صفر است ، دلاورانه و بی باکانه می جنگد و با فریادهای معروف و رعد آسای خود ، دشمن را مرعوب و دوست را امیدوار می کند ، ضمن اینکه ناگفته پیداست ، سربازان نادر که بیشتر اوقات و در سخت ترین شرایط ، فرمانده را کنار خود می دیدند روحیه مضاعفی می یافتند


یکی دیگر از روش های جنگی و علت پیروزیهای بزرگ و مکرر نادر ، نظم آهنین و بی قید و شرط و سرعت حرکت و غافلگیری دشمنانش بود ، سواران سپاه نادر ، وقتی قرار بود به دشمنی حمله کنند ، ناچار و همچنین موظف بودند که خوراک و خواب و حتی قضای حاجت خود را (ادرار کردن) بر روی اسب هایشان انجام دهند ، نادر برای تعلیف (علف خوردن) اسبها نیز پیش بینی هائی کرده بود و خوراک مقوی و فشرده شده ای بنام نواله (متشکل از چند ماده خوراکی تقریبا به اندازه تقریبی کوچکتر از یک پرتقال) تهیه تا سپاهش برای علف خوردن اسب ها ، معطل نشوند ، بهمین خاطر سپاه نادر در بیشتر اوقات ، حتی از پیک هائی که خبر نزدیک شدن نادر را به فرماندهان خود می دادند زودتر می رسید


در این جنگ نیز ، نادر با سرعت تمام ، قبل از این که سپاه الهیار خان بتواند آرایش جنگی بگیرد پیشاپیش سواران خود به قلب سپاه الهیار خان زده و تبر زین او طبق معمول از کشته ، پشته می ساخت ، در اثنای جنگ ، الهیار خان که متوجه شده بود جلو دار سپاه نادر ، خود نادر است ، پانصد نفر از افراد زبده خود را مامور کرد تا به هر ترتیبی ، زنده یا مرده او را برایش بیاورند ، بلافاصله نادر که مانند یک سرباز ساده ، در میان سپاهیانش می جنگید به محاصره درامد ، در حالیکه نوک‌ پیکان تمامی حملات ، به نادر ختم می شد


هر سرباز سوار و پیاده افغان که به نادر نزدیک می شد بهره ای بجز ضربت تبرزین و شمشیر نادر ، نصیبش نمی شد ، تا اینکه افغانها توانستند اسب نادر را پِی کنند (بکشند) ، نادر پیاده شده بود ولی دشمن متوجه شد پیاده و سواره نادر ، تقریبا هیچ فرقی با هم ندارد و نادر ، در همان حال هم ، با چرخش تبر زین و شمشیر خود ، پیشانی ها را می شکافد و سینه ها را می درد ، فشار هر لحظه علیه نادر بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه یکی از افراد الهیارخان نیزه ای به سوی نادر پرتاب کرد ، نیزه زوزه کشان بر ساق پای نادر نشست ، نادر بلافاصله نیزه را از پای خود بیرون آورده و سینه مهاجم را با آن درید ، در این موقعیت دشوار و سِتُرگ ، یکی از سرداران نادر ، که به وخامت حال نادر پی برده بود با شتاب تمام و با نیروهائی که در اختیار داشت به سوی محاصره کنندگان نادر شتافته ، ابتدا آنها را متفرق و سپس خود را به نادر رسانده و با خواهش و بعد با التماس و


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
ببینید سوسیس چه بلایی سر گیاه گوشت خوار میاره!

"به بدن خودمون رحم کنیم"


@donyaye_ajayeb


در دوران فتحعلی شاه قاجار، کسی حاضر نبود نقش يزيديان را در تعزیه بازی کند، درنتيجه با آوردن چند اسیر روس آنها را وادار به این کار کردندو در پایان مردم آنها را سنگ باران كردند


@donyaye_ajayeb


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
افعی زهرافکن یکی از خطرناکترین مارهای این سیاره است که نیشی بسیار زهر آگین دارد ، زهر این مار در یکبار تزریق برای کشتن سی انسان ظرف تنها 24 ثانیه کفایت میکند ، آنها بزرگترین دندانهای نیش را در میان تمام مارها دارند .

زمانی که این مار نیش بزند در همان ثانیه های ابتدایی تمام خونی که در بدن طعمه وجود دارد مانند یک ژله صفت و محکم میشود و دیگر چیزی به نام جریان خون در بدن طعمه وجود نخواهد داشت و تمام سیستم عصبی و تمامی اعضای بدن از کار می افتد

🌕 @donyaye_ajayeb


صبح و روز و جدید را اغاز  میکنیم با سه صلوات بر محمد و ال محمد  و شادی روح شهدا و شادی روح اموات خودمان

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
♦️پنالتی به سود پرسپولیس با خطا روی علیپور


@donyaye_ajayeb


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
۶ تا از مخوف ترین موجوداتی که تا به حال روی کره زمین زندگی کردند !


@donyaye_ajayeb


مرگبارترین بیماری‌های واگیردار تاریخ

🔹از آنفلوانزایی که به قطب شمال هم رفت تا طاعون سیاه که اروپا را خالی از سکنه کرد
🔹شیوع طاعون خیارکی در قرن ۱۴ را می‌توان مرگبارترین بیماری همه گیر شده در طول تاریخ انسانی دانست؛ این بیماری دو سوم‌ جمعیت اروپا را از بین برد
🔹ویروس ایبولا از سال ۲۰۰۰ تا کنون باعث مرگ ۱۶۰ هزار انسان شده است


@donyaye_ajayeb


در این تصویر بطور همزمان رَدِ پای انسان و دایناسور را در سنگ ها مشاهده میکنید و عجیب اینکه ردپای انسان بزرگ تر از دایناسور است.
احتمالا تاییدی بر وجود انسان های غول پیکر در گذشته است


@donyaye_ajayeb


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
تنها روستائى در جهان كه باران هيچوقت برآن نميبارد !

این روستا حطیب نام دارد که در پایتخت یمن واقع شده است ، و بالاى ابرهاست ،
« بهتر بايد گفت كه سطح ابرها از سطح روستا پائين تر است »
بطوريكه از بالاى قله هاى اين كوه ها مناظر و نقاشبهاى دلربا و زائد الوصف خدائى مشاهده ميشود كرد .
اين روستا روى سطح يک کوه مرتفع ساخته شده بصورتی که ابرها از پای این کوه در جریان است و باران از زیر آن متساقط میشود .
روستای حطیب ٤٠٠ نفر جمعيت دارد و به زراعت قهوه اصلى يمنى معروف است.


@donyaye_ajayeb


صحنه به دار کشیدن ۹ آزادیخواه تبریزی در شهر تبریز بدست لشگر قزاق روس به سال ۱۲۹۰ روز عاشورا

توضیح : هنگامی که روس ها در حال بدار کشیدن آزادیخواهان و دلاوران تبریز در روز عاشورای سال ۱۲۹۰ بودند صدای طبل و سنج از کوچه پسکوچه های تبریز شنیده میشد و مردم تبریز در حال عزاداری برای حسین ابن علی بودند.

فرمانده روس اینگونه گفت:
میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی
به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند
و در آن صورت چه بر سر ما میآمد !!

اما جمعیت عظیم! مردم شیعه! عزادار حسینی
فقط عزاداری و گریه کردند
و علم بر دوش کشیدند !
و تعزیه راه انداختند و به اعدام ۹ دلاور آزادیخواه خود توجهی نکردند!!
و در حالی که ۹ دلاور تبریزی بر سر دار بودند
نذری خود را گرفتند و به خانه هایشان رفتند !!


@donyaye_ajayeb

20 last posts shown.