Forward from: @hazf_bot
شروع کرد به آموختن کتاب مقدس به او
اما این آموختن ره به جایی نبُرد.
در درس دوم یا سوم، پسرک ناگهان نیشش را به خنده باز کرد
گریگوری ، که از زیر عینک نگاه تهدید آمیزی به او می انداخت ، پرسید:
برای چه می خندی؟
_ آه ، هیچی ، خدا روشنایی را روز اول آفرید،
و خورشید و ماه و ستارگان را به روز چهارم
روز اول روشنایی از کجا آمد؟!
#داستایوفسکی
از "برادران کارامازوف"
شروع کرد به آموختن کتاب مقدس به او
اما این آموختن ره به جایی نبُرد.
در درس دوم یا سوم، پسرک ناگهان نیشش را به خنده باز کرد
گریگوری ، که از زیر عینک نگاه تهدید آمیزی به او می انداخت ، پرسید:
برای چه می خندی؟
_ آه ، هیچی ، خدا روشنایی را روز اول آفرید،
و خورشید و ماه و ستارگان را به روز چهارم
روز اول روشنایی از کجا آمد؟!
#داستایوفسکی
از "برادران کارامازوف"